http://maziyarmehrpour.blogspot.com
در راستای اعتراض جمعی وبلاگ نویسان به سیاست های بلاگفا این وبلاگ نیز از این پس به روز نخواهد شد آدرس جدید به زودی از طریق وبلاگ همسرم http://zohrehasadpoor.blogspot.com/ اعلام می شود
شعر زیبایی از تئودور سيکس، کارگر فرشباف که در ژوئن ۱۸۳۲ در نبرد محله ی سن سری، در باريکادهای فوريه و ژوئن ۱۸۴۸ و نيز در جنبش مقاومت عليه کودتای ۲ دسامبر ۱۸۵۱ شرکت داشت و لذا محکوم شد و به الجزاير تبعيد گرديد. در زندان دليس، زمانی که دوره ی محکوميت به اعمال شاقه را می گذراند، شعر «مردم سرور خويش اند» را سرود (ژوئن ۱۸۵۲) و آن را در فوريه ی ۱۸۷۱ در آستانه ی قيام کمون پاريس به صورت آگهی ديواری منتشر کرد. سيکس مبلغ و سازمانگر تعاونی های کارگری بود و در دوره ی کمون در صفوف هنگ هفتم می رزميد.
رهسپار به سوی ميدان شهر، روزی گفتم:
چه نيکو ست زندگی با کار،
مرگ در پيکار
گفتم: هوای کلبه ام خفه می کند
می خواهم نفس بکشم.
گفتم: انسانها برابرند
گفتم: جمهوری جهانی.
از اين رو دستگيرم کردند
در سياهچالم انداختند،
هفته های طولانی
بر پوشال های گنديده ام افکندند
و آنگاه شبی به زنجيرم کشيدند.
مرا به بيغوله ای در کشتی بردند،
آکنده از حشرات موذی
و در کنار جانيان،
محکوم به اعمال شاقه.
سپس بسی دورترم بردند
بس دور از سرزمينم،
دور از زادگاهم
که زن و فرزندانم می زيستند،
بسی دورتر،
در سرزمينی با آفتاب سوزان،
خاک سوزان،
و هوائی که جان زندانی را می سوزاند،
سپس کلنگی به دستم دادند
منی که کارم با الماس بود.
با زهرخند گفتند:
محکوم! تو حق کار می خواهی؟
کار کن!
هوای کلبه ات خفه می کند؟
نفس بکش!
لگدم زدند، دشنامم دادند،
غارتگر و راهزنم خواندند.
از درد و تشويش و شکنجه پژمرده جانم
زبان به تظلم گشود.
خنديدند.
باری، درد، تشويش، شکنجه و تبعيد
زجرکشم کرد.
دور از آنها که دوستشان داشتم
دور از آنها که دوستم داشتند،
مگر نه اين است که مرا کشته اند؟
هرچه پيرامون من بود برابری می خواست،
هرچيزی به من نشان می داد
که من هم گوشت و پوستی دارم
مثل ثروتمندان
که خونم همان اندازه سرخ است که خون آنان.
هرچيزی به من نشان می داد
که دارا و ندار يعنی رباخواری و بردگی،
يعنی ای تهيدست!
منٍِ سرمايه مزد ترا تعيين می کنم،
يعنی ای تهيدست!
تو خواهی خورد، اگر من بخواهم.
عصاره ات را خواهم کشيد
آن سان که چرخشت انگور را
تا از آن خون زمين را برگيرد.
چنين شد که گفتم:
نابود باد استثمار انسان از انسان
گفتم: زمين از آنٍ کسی ست که آن را می کارد.
گفتم:
آنکه توليد نمی کند سزاوار زيست نيست.
و اينجا بود که مرا کشتند.
اين شعر را جار زدم تا بتوانم بگويم
از همگان برای همگان.
ای خلق! بينديش و به ياد آر
که تو نيرومند و پرشماری،
ولی آنگاه
که نيرو و شمار تو از ايده تهی باشد
حيوان بارکشی بيش نخواهی بود.
اين را جار زدم که بگويمت ای خلق!
رهايی تو در همبستگی تو ست،
که بگويمت پايان شب سيه سفيد است.
براي ِ سياووش کوچک
این شعر شاملو برای من خیلی با ارزشه و داره میگه که آرمان های بزرگ می تونند در بطن زندگی معمولی و واقعی انسان وجود داشته باشند و اساسا هم نباید جدای از آن در نظر گرفته شوند.
نه بخاطر آفتاب
نه بخاطر حماسه
به خاطر سایه بام کوچکش
به خاطر ترانه ای کوچک تر از دست های تو
نه بخاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشن تر از چشمهای تو
نه بخاطر دیوارها
بخاطر یک چپر
نه بخاطر همه انسانها
بخاطر نوزاد دشمنش شاید
نه بخاطر دنیا
به خاطر خانه تو
به خاطر یقین کوچکت
که انسان دنیائیست
بخاطر آرزوی یک لحظه من که پیش تو باشم
بخاطر دستهای کوچکت در دستهای بزرگ من
و لبهای بزرگ من بر گونه های بی گناه تو
بخاطر پرستويی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
بخاطر شبنمی بر برگ
هنگامی که تو خفته ای
بخاطر یک لبخند
هنگامی که مرا در کنار خود ببینی
بخاطر یک سرود
بخاطر یک قصه در سردترین شبها،
تاریک ترین شبها
بخاطر عروسک های تو
نه بخاطر انسان های بزرگ
بخاطر سنگ فرشی که مرا به تو می رساند
نه بخاطر شاهراه های دوردست
بخاطر ناودان، هنگامی که می بارد
بخاطر کندوها و زنبورهای کوچک
بخاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ
بخاطر تو
بخاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند
به یاد آر
عموهایت را می گویم،
از مرتضی سخن می گویم
۱۳۳۴
بیماری های واگیردار سکسی و نازایی
نتیجه جهانی شدن صنعت سکس
طبق برآوردها تنها 15% روسپیان ایالات
متحد به بیماری مقاربتی مبتلا نشده اند (65). 85% روسپیان
بورکینوفاسو مبتلا به ایدز هستند. مبتلایان به این بیماری در کنیا 52%، در
کامبوج نزدیک به 50% و در شمال تایلند 34% است. در 1988 حدود 2% روسپیان
ایتالیا مبتلا به ایدز بودند. ده سال بعد این رقم به 16% رسید
(66).
یکی از بهانه های مشتریان در استفاده سکسی
از کودکان پرهیز از بیماری های سکسی است. امّا داده ها و آمارها
این پندار را تکذیب می کنند. مثلاً در کامبوج از بین 50000 تا 70000
روسپی بیش از یک سوم آنها کمتر از 18 سال دارند و نزدیک به 50% این جوانان
سروپوزیتیو
(Séropositive) هستند (67).
در غرب، 70% نازایی زنانه به علت بیماری
های مقاربتی محصول وصلت با سکس پولی توسط شوهران و شریکان است (68).
آزادسازی صنعت سکس
در 1998 سازمان بین المللی کار، آژانس
رسمی سازمان ملل متحد، در یک گزارش خواستار شناسایی اقتصادی صنعت سکس
شده است. این شناسایی توسعه « قانون هار کار و سودها به نفع کارکنان
سکس»، بهبود « شرایط کار» در این صنعت و « توسعه شبکه مالیاتی
برای فعالیت های متعدد پر سود مربوط به این صنعت» را در بر می
گیرد (69).
نخستین انحراف به نفع آزادسازی روسپی گری
در مقیاس جهانی در 1995 هنگام کنفرانس پکن آشکار شد. در این کنفرانس
برای نخستین بار اصل روسپی گری « اجباری» تصریح شد. بدین معنا که فقط
با اجبار در روسپی گری باید مبارزه شود. در 1997، به ریاست هلند، خط های
راهنمای محصول کنفرانس بین وزیران در لاهه در زمینه کوشش برای هماهنگ
کردن مبارزه با دادوستد زنان با هدف های بهره برداری سکسی در
اتحادیه اروپا، تعریف دادوستد را تنها به شرط کاربرد زور، اجبار و
تهدید روشن کردند (70). در ژوئن 1999 سازمان بین المللی کار یک
قرارداد درباره شکل های تحمل ناپذیر کار برای کودکان را به تصویب رساند. در
فهرست طولانی تنظیمی، روسپی گری برای نخستین بار در یک متن بین المللی به
عنوان کار شناخته شد. گزارشگر ویژه درباره تخلف های انجام یافته نسبت به
زنان در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در آوریل 2000 در ژنو نشان داد که
تعریف داد و ستد می بایست زنان « حرفه ای سکسی مهاجر غیر قانونی» را
به حساب نیاورد.
به عقیده ماری ویکتوآر لویی، همه این
سیاست ها به « ترک مبارزه با سیستم روسپی گری [صحه می گذارند] (و)
توجیه کالایی شدن سیستم روسپی گری را بنام کاربرد برخی حالتمندی
های تنظیم آن تأیید می کنند» (71)
نتیجه گیری
از 30 سال پیش به این سو، ما با سکسی شدن
جامعه روبروییم. این سکسی شدن مبتنی بر نابرابری اجتماعی است.
نتیجه آن نابرابر شد بسیار سودآور است. از آن پس، جامعه از سکس اشباع
می شود و بازار سکس رو به رشد کامل و جهانی شده، قبل از هر چیز از زنان و
کودکان بویژه جهان سوم و کشورهای پیشین « سوسیالیستی» بهره برداری می
کند.
ما اکنون شاهد صنعتی شدن روسپی گری، داد
و ستد زنان و کودکان، هرزه نگاری و توریسم سکسی هستیم. چندملیتی
های سکسی به نیروهای اقتصادی مستقل (72)، قیمت گذاری شده در بورس تبدیل
شده اند (73). روسپی گری بدون بازار، بدون کالایی شدن موجودهای انسانی و
بدون تقاضا وجود ندارد.
متأسفانه، بهره کشی سکسی بیش از پیش به مثابه صنعت تفریحی
(74) نگریسته می
شود و روسپی گری همچون کار مشروع تلقی می گردد. با اینهمه،
صنعت فراغت «
Leisure indestry» مبتنی بر نقض منظم حقوق بشر است. بهره کشی
سکسی از زنان
و کودکان به همدستی مصرف کنندگان نیاز دارد.
نویسنده مقاله: ریچارد پولین، استاد جامعه شناسی در دانشگاه
اوتاوا و
نویسنده بسیاری از اثرها در علم های اجتماعی از جمله کتاب بی
خِردی ناسیونالیستی در سال 2000، پایه های مارکسیسم در سال 1997، خشونت و هرزه نگاری، صنعت تصور و واقعیت ها در سال 1993 و همچنین نویسنده برخی قصه ها و رمان ها از جمله رمان حاکم شفق در سال 2000 و نیز برنده جایزه خوانندگان در سال 2000 است.
منبع: مجموعه « سرمایه و بشریت» نشر دانشگاهی فرانسه بخش
مجله ها، پاریس ژانویه 2002
طی سه دهه اخیر، اغلب کشورهای نیمکره جنوبی با رشدی فنومنی روبرو بوده اند. طی یک دهه وضعیت کشورهای اتحاد شوروی سابق و اروپای شرقی و مرکزی چنین بوده است. میلیون ها زن، نوجوان و کودک در ناحیه های « داغ» مادر شهرهای کشور خاص خود یا مادر شهرهای کشورهای مجاور زندگی می کنند. طبق برآورد: 2 میلیون زن در تایلند (25)، 300000 در فیلی پین (26)، 500000 در اندونزی (27)، نزدیک به 8 میلیون در هند (200000 آن نپالی) (28)، 1 تا 5/1 میلیون در کره (29)، 142000 در مالزی (30)، بین 60000 و 200000 در ویتنام (31)، 1 میلیون در ایالات متحد، بین 50000 و 70000 در ایتالیا (نیمی از آن خارجی بویژه نیجریه ای)، 25000 در هلند (32)، بین 50000 و 400000 در آلمانشاید بیش از 200000 (34) – این روسپی ها در روز (35) 2/1 میلیون خدمات سکسی به مشتریان می فروشند) و 200000 در لهستان (36) به روسپی گری مشغول اند.
طبق برآورد یونیسف یک میلیون کودک هر سال در صنعت تجارت سکس وارد می شوند (37). صنعت روسپی گری کودکان از 400000 کودک در هند (38) (که برخی مذهب ها آن را مشروع می دانند)، 75000 کودک در فیلی پین (39)، 800000 در تایلند (40)، 100000 در تایوان (41)، 200000 در نپال (42)، 100000 تا 300000 کودک در ایالات متحد (اگر مجموع صنعت سکس را اضافه کنیم، رقم ها بهمیلیون می رسد) و نیز از 500000 کودک در آمریکای لاتین بهره برداری می کند. برآورد شده است که در چین توده ای بین 200000 و 500000 کودک روسپی وجود دارد. در برزیل، برآوردها بین 500000 و 2 میلیون در نوسان (43) است؛ 30% روسپی های کامبوج کمتر از 17 سال دارند (44). طبق برآورد برخی بررسی ها طی یک سال یک کودک روسپی « خدمات جنسی»اش را به 2000 نفر می فروشد. (45)
تردد زنان و کودکان
به موازات پیشرفت روسپی گری محلی در پیوند با مهاجرت از روستاها به سوی شهرها، صدها هزار زن جوان به سمت مرکزهای شهری ژاپن، اروپای غربی و آمریکای شمالی برای « عرضه» خدمات جنسی در چارچوب صنعت سکس رو به کمال کشورهای صنعتی به مشتری های پرحجم مذکرها جابجا شده اند. این مهاجرت ها از روستاها به مرکزهای شهری نزدیک یا دوردست هیچ نشانه ای از کندی سرعت بدست نمی دهند (46). برعکس همه چیز حاکی از ادامه رشد حیرت انگیز آن است.
تردّد زنان و کودکان در مقیاس جهان به صورت پرحجم انجام می گیرد. زنان و کودکان جنوب و جنوب شرقی آسیا گروه بسیار مهمی را در این زمینه تشکیل می دهند. روسیه و کشورهای مستقل اتحاد شوروی سابق (با 175000 نفر در سال) دومین گروه در این رتبه مهم را تشکیل می دهند. پس از آن آمریکای لاتین و کارائیب (تقریباً با 100000 نفر) و آفریقا (با 50000 نفر) (47) قرار دارند.
شمار روسپی هایی که از فیلی پین، تایوان، تایلند و روسیه به ژاپن می آیند بالغ بر 150000 نفر است (48). هر سال 50000 دومینیکنی در خارج به ویژه در هلند به روسپی گری می پردازند. آنها در این کشور 70% اشغال کنندگان 400 ویترین روسپی های آمستردام را تشکیل می دهند (49). روسپیان روسی و اروپای شرقی که در محله های داغ آلمان دیده می شوند، بالغ بر 15000 نفر است. 75% روسپیان این کشور از اصلیت خارجی هستند (50). 40% روسپیان زوریخ از تبار جهان سوم اند (51). 500000 زن اروپای شرقی و بین 150000 و 20000 زن کشورهای اتحاد شوروی سابق در اروپای غربی به روسپی گری مشغول اند. طبق برآورد 50000 خارجی برای تغذیه شبکه های روسپی گری به ایالات متحد می روند (52).
هر سال نزدیک به یک چهارم میلیون از زنان و کودکان جنوب شرقی آسیا (برمه، ایالت ینان چین توده ای، لائوس و کامبوج) در تایلند، به عنوان کشور ترانزیت به بهای متنوع بین 6000 و 10000 دلار آمریکایی خریداری می شوند. در کانادا دلالان 8000 دلار برای یک جوان آسیایی از فیلی پین،تایلند، مالزی یا تایوان می پردازند و آنها را 15000 دلار به موسسه های روسپی گری می فروشند (53). در اروپای غربی، بهای رایج یک اروپایی از مبدأ کشورهای سابق «سوسیالیستی» بین 15000 و 30000 دلار آمریکایی است.با ورود آنها به ژاپن زنان تائیس (ThaÏs گروه مردمان جنوب شرقی آسیا) 25000 دلار آمریکایی وامدارند (54). زنان خریداری شده باید هزینه های موسسه های مربوط را تسویه و بنفع آنها سالها کار کنند.
فوران هرزه نگاری
صنعت هرزه نگاری معاصر که در آغاز دهه پنجاه با ابداع Playboy رو به گسترش نهاد. از آن پس، این صنعت همه وسیله های ارتباطی مدرن را بکار گرفته است. از این رو، در ایالات متحد محل فیلمبرداری ویدئویی هرزه نگاری یک بازار 5 میلیارد دلاری در سال در اختیار دارد. از فیلم های پرسود هرزه نگاری تلویزیون و نمایش این فیلم ها در اتاق های هتل ها 175 میلیون دلار بدست می آید. ایالات متحد بین 1 و 2 میلیارد دلار از راه کارت های اعتبار در بدست آوردن اطلاعات صریح سکسی از طریق اینترنت خرج می کند (55). امّا این هزینه بین 5 و 10% همه فروش ها در شبکه است (56). آنجا نیز صنعت هتل داری شریک است: در هر فیلمی که در یک اتاق نمایش داده می شود، 20% بهای محل اجاره بدست می آید.
هرزه نگاری کودکانه یا تقریباً کودکانه (Kiddi or Chicken porn ) روی اینترنت 4/48% همه انتقال های راه دور پایگاه های تجاری برای بالغ ها را تشکیل می دهند (57). این هرزه نگاری از کودکان نوباوه تا سه ساله استفاده می کند. تصویرهایی که برای ارضای پندار های مصرف کنندگان هرزه نگاری کودکانه تولید می شوند، می توانند به عنوان یک شکل از سوءاستفاده سکسی توصیف شوند.
در 1983، رقم تجارت هرزه نگاری تا 6 میلیارد دلار برآورد شده است (58). این رقم وسیعاً پایین تر از رقم امروز است. به این دلیل دهه 1990 شاهد فوران تولید و مصرف هرزه نگاری است. هرزه نگاری از این پس یک صنعت جهانی است که بطور پرحجم منتشر شده و کاملاً به ابتذال رسیده که نه فقط اوج نابرابری سکسی را نمایش می دهد، بلکه برای تقویت این نابرابری می کوشد. این صنعت جزء فرهنگ است و آن را اشباع می کند و بنابراین، در مجموع تصویرهای اجتماعی رسانه های سنتی و جدید اثر می گذارد. هرزه نگاری تنها یک صنعت پنداری نیست. یعنی قبل از هر چیز از زنان و کودکان بهره برداری و سوء استفاده می کند. صدها هزارنفر که آنجا کار می کنند، به نوبه خود مورد تجاوز و خشونت و قتل قرار می گیرند (59). هرزه نگاری، در حقیقت روسپی سازی پندارهای جنس مذکر است. این هرزه نگاری زنان را نوبالغ و کودکان را از حیث سکسی بالغ نشان می دهد.
هرزه نگاری نمیتواند به بهانه آزادی بیان آزاد گذاشته شود.
توریسم سکسی
توریسم سکسی به کشورهای وابسته محدود نشده است. Reeperbahn Hamburg وBerlin و محله های داغ آمستردام و روتردام مقصدهای بسیار معروف توریست های سکسی هستند. کشورهایی که روسپی گری را قانونی کرده اند یا با آن مدارا می کنند به مکان های مهم توریستی تبدیل شده اند. با عنایت به این کشورها است که سازمان های غیردولتی ملی در سطح اروپا و بین المللی روسپی گری را به مثابه یک کار سکسی معرفی می کنند. توریسم سکسی به عنوان صنعت در حال رشد از سی سال پیش به این سو به روسپی سازی بافت اجتماعی سرگرم است. در تایلند در برابر 4/5 میلیون توریست سکسی 450000 مشتری محلی در روز برآورد شده است (60).
صنعت پرحجم روسپی گری در جنوب شرقی آسیا به علت جنگ ویتنام، توقف نظامیان در ویتنام، تایلند و فیلی پین (61) پیشرفت زیادی کرد. تایلند و فیلی پین در مبارزه علیه ویتنام نقش پایگاه پشت جبهه را بازی می کردند. افزایش بسیار زیاد روسپی گری محلی موجب استقرار زیرساختار لازم برای توسعه توریسم سکسی بویژه به موجب موجود بودن « نیروی کار»ی که محصول حضور نظامی بود، گردید. فراغت بسیار زیاد، آسانی ارتباط ها و نقل مکان به خارج، ترکیب اجتماعی، بنا بر هرزه نگاری. تصویر زیبا و شهوانی جوانان روسپی آسیایی که به اعتبار فرهنگ شان علی رغم کم سنی از حیث سکسی بالغ محسوب می شوند و سیاست های دولتی مساعد برای توریسم سکسی به فوران این صنعت کمک کرده اند. امروز نیز طبق برآورد بالغ بر 18000 روسپی در خدمت 43000 نظامی ایالات متحد که در کره مستقرند، قرار دارند (62). برآورد شده است که در فاصله 1937 و 1945 ارتش اشغالگر ژاپن از 100000 تا 200000 روسپی کره که در « استراحت گاه ها» (روسپی خانه های آرام بخش ) (63) زندانی بودند، استفاده کرده اند. تنها چند روز پس از شکست ژاپن، انجمن ایجاد سرگرمی های آسان ویژه که بطور غیرمستقیم توسط دولت تأمین مالی می شود، نخستین روسپی خانه آرام بخش سربازان آمریکایی را گشودند. در نقطه اوج آن، این انجمن 70000 روسپی ژاپن را به کار گماشت (64).
(33) ( 4/2 Kurfürstendamm
وضعیت زنان و کودکان سیر پس روانه پیدا
کرده: چنانکه، در بسیاری کشورهای جهان سوّم و همچنین در کشورهای ا
تحاد شوروی سابق و اروپای شرقی، زیر تأثیر سیاست های تعدیل
ساختاری و آزادسازی اقتصاد، زنان و کودکان به ماده خـام جدید (New Raw Resouces ) در چارچوب توسعه تجارت ملی و بین المللی تبدیل شده
اند. از دید اقتصادی، این کالاها با امتیاز دوگانه توصیف می شوند: پیکرها
همزمان ثروت و خدمات اند. دقیق تر بگوییم، ما با کالایی شدن نه فقط پیکر،
بلکه با کالایی شدن زنان و کودکان روبروییم. اندیشه رایج پیدایش شکل جدید
بردگی در توصیف تجارتی که موضوع آن میلیون ها زن و کودک اند، از آنجاست.
این واقعیت ها شرایط و توسعه جهانی شدن
کنونی سرمایه داری را در مورد زنان و کودکان که مورد بهره برداری
تجارت جنسی اند، مشخص می کنند. باید سایر عنصرهای تعیین کننده را افزود. آدم
ربایی، تجاوز به زور و خشونت از عامل های رونق این صنعت اند. آنها نه فقط
برای توسعه بازارها، بلکه همچنین برای « تولید» این بازارها جنبه
اساسی دارند: زیرا به « کارکردی» کردن آنها برای این صنعت که به آمادگی کلی
پیکرها نیاز دارد، کمک می کنند. 75 تا 80% روسپی ها در کودکی مورد
سوءاستفاده جنسی قرار گرفته اند 019). بیش از 90% روسپی ها زیر کنترل پااندازها
قرار دارند (20). یک بررسی درباره روسپی های خیابانی در انگلستان نشان
می دهد که 87% روسپی ها قربانی خشونت طی 12 ماه اخیر بوده اند (21). 43% از
میان آنها از پی آمدهای سوءاستفاده حاد جسمی رنج می برند. یک بررسی
آمریکایی اعلام داشته است که 78% روسپی ها قربانی تجاوز به عنف از جانب
پااندازها و مشتریان (بطور متوسط 29 بار در سال) هستند؛ 49% قربانی
ربودن و انتقال از یک کشور به کشور دیگر بوده اند و 27% معلول شده اند
(22). سن متوسط ورود به روسپی گری در ایالات متحد 14 سال است
(23). آیا می توان تأیید کرد که در چنین شرایط به راستی روسپی
«آزاد» و غیراجباری وجود دارد؟
در کشورهایی که روسپی گری قانونی است،
روسپی های خارجی در حجم زیادی در وضعیت ناپایدار مهاجرت مخفی بکار گرفته
می شوند و از قاعده های بهداشتی که لازمه «مراقبت» از روسپی
ها و خریداران سکس است، بی بهره اند.
سرانجام اینکه، روسپی گری از راه استثمار
زنان اقلیت های قومی نیز توسعه می یابد. از این رو، در 1980، 40%
روسپی های تایپه (تایوان) از منشاء بومی استرالیا موضوع معامله بوده اند
(24). در مقیاس جهانی، مشتریان شمال از زنان جنوب و شرق سود می جویند. در
خود جنوب مشتریان ملی از زنان و کودکان اقلیت های ملی یا
نژادی سوء استفاده می کنند.
ادامه دارد ....
این یه نوشته ارزشمند و افشاگرانه از نقش تجارت سکس درمناسبات سود محور دنیای وارونه ماست . ما در حالی این نوشته رو می خونیم که بر اساس آمارها درهمین لحظه تعداد زیادتری از انسان ها به این منجلاب کشیده میشن و همراهشان صدها آرزو و غرور و هویت انسانی به اعماق این دره ی سیاه سقوط میکنه تاثیر این نوشته در وجودم دوگانه بود از یک طرف تاسف برای وضع موجود و از طرف دیگه عزم و اراده ی بیشتر برای تغییر این جهان !
اکثریت بسیار بزرگ تحلیل های جهانی شدن سرمایه داری معاصر جنبه سیاره ای صنعت تجارت سکس را در نظر نمی گیرد (1). این بخش از اقتصاد جهانی در جریان توسعه کامل که از جابجایی بسیار مهم جمعیت بوجود می آید و سودهاو درآمدهای باورنکردنی پدید می آورد، ویژگی های اساسی و بی سابقه مرحله جدید اقتصاد سرمایه داری را به نمایش می گذارد. رشد برق آسای آن بطور جدی حقوق اساسی بشر، به ویژه حقوق زنان و کودکان را که به کالاهای سکسی تبدیل شده اند، زیر سئوال برده است. دینامیک کار چنین است که سازمان های بین المللی از 1995، پس از تحلیل و گفتمانی که افشاگر بدترین نتیجه های جهانی شدن بازار سکس است، موضع هایی را پذیرفتند که به آزادسازی روسپی گری و بازارهای سکس گرایش دارد. در حقیقت، آنچه سازمان جهانی تجارت (OMC) به نفع جهانی شدن نولیبرالی از آن دفاع می کند، اکنون جای ارگان های گوناگون اروپایی و بین المللی، از جمله سازمان ملل متحد را، در قلمرو بهره برداری جنسی از زنان و کودکان گرفته است. صنعتی شدن تجارت سکس و کالایی شدن جهانی شدن سرمایه داری امروز به « کالایی شدن» بی مانند موجودهای بشری در تاریخ نیاز دارد. طی 30 سال دگرگونی های بسیار فاجعه بار تجارت سکس موجب صنعتی شدن، مبتذل شدن و انتشار پرحجم آن در مقیاس جهانی شده است (2). این صنعتی شدن همزمان قانونی و غیرقانونی که میلیاردها دلار (3) درآمد ببار می آورد، بازار مبادله های سکس را رونق داده که در آن میلیون ها زن و کودک به کالاهایی با مشخصه سکس تبدیل شده اند. این بازار از توسعه پرحجم روسپی گری (مخصوصاً در نتیجه حضور نظامیان درگیر جنگ و یا اشغال سرزمین ها) (4) به ویژه در کشورهای تازه صنعتی شده، از توسعه بی سابقه صنعت توریستی (5)، پیشرفت و عادی سازی هرزه نگاری (6)، بین المللی شدن ازدواج های هدایت شده (7) و همچنین نیازهای انباشت سرمایه بوجود آمده است.
تأیید این نکته که صنعت تجارت جنسی وجود داشته از این دلیل
سرچشمه می گیرد: بویژه اینکه ما با توسعه تولید انبوه ثروت ها و خدمات جنسی روبروییم که تقسیم منطقه ای و
بین المللی کار را بوجود آورده است. « ثروت ها» در بخش بزرگی از موجودهای انسانی تشکیل شده که
به فروش خدمات جنسی مشغول اند. این صنعت که در یک بازار جهانی شده گسترش یافته و هم زمان سطح محلی (8) و سطح منطقه ای را
یکپارچه می سازد، به نیروی اقتصادی
پرهیزناپذیر تبدیل شده است. روسپی گری و صنعت های جنسی مرتبط با آن – میکده ها، با شگاه
های رقص، روسپی خانه ها، سالن های ماساژ، مزون های تولید هرزه نگاری و غیره - روی
اقتصاد زیرزمینی پرحجم تکیه می کنند که
توسط پااندازی های مرتبط باجنایت های سازمان یافته کنترل می شود و
به نیروهای
پاسدار نظم فاسد سود می رساند. زنجیره های هتل داران بین المللی، شرکت های هوایی و صنعت
توریستی وسیعاً از صنعت تجارت جنسی سود می برند و به دولت ها نیز از این بابت سود می رساند. در 1995،
برآورد شده است که درآمدهای روسپی گری در تایلند بین 59 و 60 درصد بودجه دولت را تشکیل می داد (9). بی دلیل نیست که این
دولت در 1987 توریسم سکس را با این عنوان افزایش داد: « [ یک میوه محلی] The one of Fruit of Thailand more
delicious than durian ist goung women» (10) در 1998،
سازمان بین المللی
کار برآورد کرد که روسپی گری بین 2 و 14 درصد مجموع فعالیت های
اقتصادی تایلند،
اندونزی، مالزی و فیلی پین را نشان می دهد (11). طبق بررسی بیشوپ و روبینسون (12) صنعت توریستی
4 میلیارد دلار در سال برای تایلند عایدی دارد.
صنعتی شدن تجارت سکس و فراملی شدن آن
عامل های اساسی هستند که روسپی گری معاصر را بطور کیفی از روسپی گری دیروز متمایز
می سازد. مصرف کنندگان از این پس می توانند در سطح جهان به پیکرهای جوان، حتی بسیار جوان « خارجی» بویژه برزیل
، کوبا، روسیه، کنیا، سری لانکا، فیلی پین، ویتنام، نیکاراگوئه و جاهای دیگر دسترسی
داشته باشند.
عامل دیگری که خصلت کیفی متفاوت به
تجارت سکس امروز می دهد، این واقعیت است که روسپی گری به استراتژی توسعه برخی
کشورها تبدیل شده است. زیرفشار استرداد وام، بسیاری از دولت های آسیا، آمریکای لاتین و
آفریقا از جانب سازمان های بین المللی چون « صندوق بین المللی پول» و « بانک جهانی» - که وام های کلان
می دهند - به توسعه صنعت های توریسم و تفریحی تشویق شده اند. در هر یک از این موردها، پیشرفت
این بخش ها به جهش صنعت توریسم جنسی
میدان داده است (13). در برخی موردها، مانند نپال، زنان و کودکان
بطور مستقیم در
بازارهای منطقه ای یا بین المللی (بویژه در هند و هنگ کنگ) عرضه می شوند، بی آنکه کشور مورد
بحث توسعه گویای روسپی گری محلی را به رسمیت بشناسد. در دیگر موردها مثل تایلند، این امر توسعه
همزمان بازار محلی و بازارهای منطقه ای و بین المللی را در پی داشته است (14). امّا در همه موردها، ملاحظه می شود که
گردش این کالاها چه در مقیاس فراقاره ای یا فراملی از منطقه های کم متمرکز سرمایه به منطقه های
بسیار متمرکز سرمایه جریان دارد. از این رو، برآورد شده است که طی 10 سال 200000 زن و دختر جوان بنگلادش به طرف پاکستان
در تردد بوده اند (15). در صورتی که 20 تا 30 هزار روسپی تایلند از خاستگاه برمه هستند (16).
جهانی شدن سرمایه از این پس با زنانه
شدن بیش از پیش گسترده مهاجرت ها توصیف می شود (17).
ادامه دارد ....
قرار است مجسمه نيم تنه ندا در راهپيمایی که مقابل انجمن شهر سانفرانسيسکو در 25 جولای برگزار ميگردد رونمایی شود. انتظار ميرود بيش از 20 هزار نفر در اين راهپيمایی شرکت کنند.
http://www.paulaslater.com/Slater/Sculptor/WorksInProgress.htmlسايت Paula Slater مجسمه ساز(منبع : http://bignews.biz/?id=807033)



Paula Slater مجسمه ساز
برگرفته از سایت پیک ایران
فقر از چهرهاش ميبارد، 5 ماه است كه بيكار است و سر تا ته
خيابان ,حسينى, را گز ميكند تا مشترى پيدا كند. او كليهاش را حراج كرده است و حالا دور و بر انجمن حمايت از بيماران كليوى ميپلكد تا بالاخره خريدارى براى كليهاش پيدا كند. در و ديوار كوچه حسينى پر است از شماره تلفن فروشندگانى مثل او كه بخشى از جان را حراج كردهاند تا مگر چند روزى بيشتر و راحتتر چرخ زندگيشان بچرخد.
وقتى محمد 45 ساله را ديدم همراه مردى ديگر به سراغم آمد و
گفت ,من A مثبت هستم, اما دلالان امان نميدهند و با هيكلهاى بدقوارهشان از دور علامت ميدهند كه ,از ما بخر.,
محمد را به دفتر روزنامه دعوت كردم و او هم آمد اما با
احتياط. آنقدر
محتاطانه حرف ميزد كه نتوانستم بفهمم خانوادهاش كيستند و
كجايند؛ همين
قدر گفت كه پدرش كارمندى در شهرستان بوده و او نيز كودكى
خوبى داشته است. محمد ميگفت نميخواهم كسى بفهمد كه ميخواهم چه كار كنم حتى پدر و مادرم. چون
وقتى به شهرستان ميرويم اگر لازم باشد با كت و شلوار دوستمان ميرويم تا كسى فقر را از چهرهمان نخواند. اما فقر از چهرهاش پيداست حتى وقتى ميگويد كه نميخواهد به خاطر آبرويش نقشه فروش كليهاش لو برود.
او اسكلت كار ساختمان است و پيش از اين در مترو استخدام
بوده، اما به
يكباره چند هزار نفر را اخراج كردهاند كه او نيز جزئى از
آنها بوده است و
حالا 5 ماه است كه بيكار است و فشار زندگى بر او و خانواده
مستاجرش شلاق
ميزند. او خيلى نااميدانه ميگويد ما هميشه يكمان دو نميشود
اما يكمان
نيم ميشود و يك روز هم كه بيكار باشيم فردايش گرسنهايم.
او تقاضاى وام
هم كرده است اما آنطور كه ميگويد به هر جا كه رفته مسخرهاش
كردهاند و
ليست بلندبالاى آدمهاى در انتظار را نشانش دادهاند.
محمد ميگويد فقر دارد ديوانهاش ميكند چون نزديك به يك
ميليون تومان
به صاحبخانه بدهكار است و يك ميليون ديگر هم به ديگران. اما
چه كند كه
نميتواند شغلى را دوباره از صفر شروع كند چون خودش به حرفه
پر درآمدى
وارد است ولى بايد خرج بچهها را هم داد مخصوصا دخترش كه
دانشجوست و خرج
دانشگاهش را بايد با فروش كليهاش به دست بياورد. خودش ميگويد
الان هيچ
درآمدى ندارد. ميگويد در مملكت ما خيليها دزدى ميكنند اما
اين پولها
از گلوى ما پايين نميرود. آخر او اهل كار خلاف نيست، كليهاش
هم زياد نميارزد فقط 5 ميليون تومان.
او البته از انجمن حمايت از بيماران كليوى هم گلايه دارد و
ميگويد اين انجمن است كه قيمتها را پايين نگه ميدارد و با شرايط سختى كه جلوى پاى افراد ميگذارد دست آنها از پول دورتر ميشود. اين انجمن قرار را بر اين گذاشته است تا هر فروشنده كليه براى اثبات سلامتش آزمايشى را انجام دهد كه 350 هزار تومان خرج برميدارد. اما عدهاى رفتن پيش دلالها را انتخاب ميكنند تا با دور زدن انجمن از هزينههاى اضافه دورى كنند. ولى هر چه باشد زندگى بدون يك كليه كميترسناك است چون هر لحظه ممكن است اتفاقى براى كليه ديگر بيفتد و آن وقت ديگر دير شده است.
وقتى اين را به محمد ميگويم خودش قبول دارد كه راه خطرناكى
را انتخاب
كرده است، ولى ميگويد به سيم آخر زده است و حتى حاضر است
كبد و چشم و دست
و پاهايش را هم بفروشد و از اين وضع خلاص شود . محمد ميگويد
جوانها كار
را از دستم ميقاپند و در اين سن و سال من هميشه درجا ميزنم
اما اگر كليهام را بفروشم ابزار كار ميخرم و بدون التماس و كمك گرفتن از ديگران كار ميكنم. خانواده محمد با اين كار او مخالفند ولى محمد اهميتى نميدهد و ميگويد اگر چند روز در جنگل زندگى كنيد حتما تا چند روز غر ميزنيد ولى در نهايت به وضع عادت ميكنيد كه خانواده من نيز عادت كردهاند و بچههايم ديگر براى گرفتن پول گريه نميكنند. راستى آنها امسال عيد هم نداشتند چون به قول محمد خرج و مخارج عيد ضرر الكى است مخصوصا براى آدمهايى كه صورتشان را با سيلى سرخ نگه ميدارند. او حرفهايش كه به اينجا ميرسد آهى ميكشد و از ناعدالتيهاى موجود حرف ميزند و ميگويد كه عدهاى 300 - 200 آپارتمان خالى دارند و عدهاى كارتن خوابند و حتى يك مدير مدرسه به بچهاى كه لباس شيك ميپوشد بيشتر احترام ميگذارد. اما با همه اينها محمد ميگويد پول فروش كليه خوردن ندارد فقط مدتى ميتواند دهان چند نفر را ببندد. او دوباره آهى ميكشد و لب ميگزد و ميگويد: ,درست زندگى كردن يعنى زجردادن به زن و بچه.,منبع:روزنامه جام جم
